تقابل کرونایی چین و آمریکا؛ نبردی که بر نظم آینده دنیا سایه می افکند

به گزارش ایپتن، دنیای پساکرونا تفاوت های فراوانی با دنیای امروز ما خواهد داشت اما به طور حتم یکی از واقعیت های مسلم آن گسترش تقابل و شکاف بین پکن و واشنگتن و بازآرایی نظم جهانی بر اساس این تقابل است.

تقابل کرونایی چین و آمریکا؛ نبردی که بر نظم آینده دنیا سایه می افکند

با ما همراه باشید و با تورهای چین از شگفت انگیزترین کشور دنیا دیدن کنید بر روی دیوار چین سلفی بگیرید، از قصر ممنوعه دیدن کنید و در خیابان شانگهای پیشرفته ترین آسیا قدم بزنید.

گروه بین الملل ایپتن - مهدی پورصفا: قرن بیست و یکم قرن حوزه آسیا-پاسیفیک خوانده می گردد. این پیش بینی محتومی است که سال هاست ورد زبان تحلیل گران و استراتژیست های مراکز مهم تحقیقاتی و دانشگاهی غرب است. با این حال سئوال اینجا بود که چه زمانی محور تحولات جهان به سمت اقیانوس آرام و منطقه شرق آسیا خواهد چرخید. بعضی از ده سال آینده سخن می گفتند و عده ای دیگر چنین تقابلی را متعلق به آینده ای دورتر و حتی قرن آینده می خواندند.

در این میان به نظر می رسد که انتشار جهانی ویروس کرونا همانند یک کاتالیزور تمام فرآیندهای زمان بر را سرعت بخشیده است. شکاف هایی که سال ها در بدنه ساختار پی ریزی شده روابط بین الملل پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به صورت پنهان وجود داشتند، ناگهان تبدیل به یک واقعیت آشکار شدند؛ شکاف هایی که اغلب حول رقابت چین و آمریکا بر سر رهبری جهانی آینده شکل گرفته اند و به نظر می رسد، همه گیری ویروس کرونا شروع دورانی تنش آلود با تحولات سریع تر باشد.

وقتی که قدرت چین در مقابل آمریکا آشکار شد

زمانی که دونالد ترامپ، نزدیک به چهار سال پیش با شعار بازگشت صنایع آمریکایی به این کشور و از بین بردن کسری تجاری تجارت با چین به قدرت رسید، بسیاری این اختلاف نظر را ناشی از رقابت دو طیف مختلف اقتصادی در واشنگتن می دانستند.

در یک طرف دموکرات ها که بیشتر حامی صنایع های تک، شرکت های فناوری اطلاعات و غول های اقتصادی بودند و از سوی دیگر جمهوری خواستار که بیشتر حامیان خود را در صنایع سنتی همچون غول های فراوری انرژی و یا شرکت های خودروسازی می دیدند. در این میان انتقال گسترده صنایع فراوریی به چین و مکزیک تهدیدی بود که سبب شد تا کارگران سفیدپوست آمریکایی رای خود را به نفع ترامپ به صندوق ها بریزند. از آن موقع تا به امروز دولت ترامپ یک کمپین گسترده علیه پکن به دلایل گوناگونی همچون پایین نگه داشتن عامدانه نرخ یوان و یا عدم رعایت حقوق معنوی شرکت های آمریکایی ترتیب داده است.

این مجادله تجاری در نهایت و پس ازشروع زورآزمایی گسترده بر سر تعرفه های تجاری و گمرکی منجر به یک آتش بس موقت در سال گذشته میلادی شد.

اگرچه توافق اخیر چین و آمریکا برای گسترده تر کردن واردات محصولات کشاورزی و گاز طبیعی که قرار است کسری تجاری دو کشور را پنجاه میلیارد دلار به نفع واشنگتن بهبود ببخشد همچنان درمقابل مجادلات طرفین متزلزل به نظر می رسید اما طرف های تجاری امید داشتند که این توافقنامه راه برای یک مصالحه گسترده تر باز کند.

حالا با شیوع گسترده ویروس کرونا به نظر می رسد تقابل چین و آمریکا در این حوزه دیگر یک تقابل تجاری نباشد و تبدیل به یک موضوع جدی در حوزه امنیت ملی به خصوص برای واشنگتن شده است.

فراوری هشتاد درصد داروی مصرف شده در آمریکا توسط شرکت های چینی آژیر قرمزی بود که نشان داد نفوذ تجاری چین در آمریکا تا چه اندازه عمیق است. انحصار فراوری ماسک و روپوش های ویژه پزشکی در چین دولت آمریکا را به چنان درجه ای از استیصال رساند که عملا سبب شد تا واشنگتن به نوعی راهزنی برای خرید دوباره سفارشات سایر کشورها روی بیاورد.

وادار کردن شرکت های خودروسازی برای فراوری ونتیلاتور یا دستگاه تنفس مصنوعی از سوی دولت ترامپ بازتابی از این واقعیت بود که عظیمترین شرکت های فراورینماینده تجهیزات پزشکی آمریکا همچون جنرال الکتریک برای کامل کردن زنجیره فراوری خود احتیاج به قطعات شرکت های چینی دارند.

البته این بار اول نیست که آمریکایی ها متوجه تهدید امنیتی وابستگی به چین می شوند. سال گذشته میلادی و زمانی که جدال ها بر سر شرکت هوآوی در حال بالا دریافت بود، چینی ها تهدید کردند که صادرات قطعات ساخته شده با عناصر کمیاب را همچون کبالت یا تانتالیوم به آمریکا محدود خواهند کرد. این قطعات با وجود کوچکی نقش مهمی درمورد طیف وسیعی از تجهیزات نظامی همچون حس گرها و لیزرهای پر قدرت دارند. واکنش پنتاگون به این تهدید برگزاری یک مناقصه بین شرکت های آمریکایی برای انتقال این زنجیره فراوری به داخل خاک آمریکا بود.

در این میان کرونا به عنوان ویروسی که تمام ابعاد زندگی آمریکایی ها را در حوزه های گوناگون تحت تاثیر قرار داده چه تاثیری می تواند در رابطه دو کشور داشته باشد؟

جهان چشم انتظار چین برای خروج از رکورد اقتصادی است

نقطه های شروع تنش بین دو کشور از هم اکنون قابل مشاهده است. زمانی که ترامپ از عبارت ویروس چینی برای نام بردن از این چالش بیولوژیک استفاده کرد، روشن شد که روزهای پس از این اپیدمی شاهد چالش عظیم تری بین دو طرف خواهیم بود.

چین قدرت خود را در کنترل این بیماری به خوبی به نمایش گذاشت. یک قرنطینه گسترده که نزدیک به صد و نود میلیون نفر (بیش از نصف کل جمعیت آمریکا) را در بر می گرفت و بازگشت فرایند عادی به اقتصاد چین آن چنان کارآمد و منظم انجام شد که باعث شده بعضی در آمارهای پکن درباره کنترل این بیماری ابراز تردید و ناباوری نمایند.

جالب اینجاست که بانک مرکزی چین همچنان از ابزار های پولی برای مقابله با رکود فعلی استفاده ننموده اما در مقابل فدرال رزرو آمریکا نزدیک به دو هزار میلیارد دلار را برای تزریق به اقتصاد آمریکا اختصاص داده است.

به این ترتیب هم اکنون دست چینی ها برای یاری به سایر کشورها برای مقابله با رکود اقتصادی کرونا بازتر از اروپا و آمریکا است. دامنه این یاری از کشورهای آسیایی و حتی اروپا متغیر است. به عنوان مثال ایتالیایی ها امیدوارند تا طرح های سرمایه گذاری چینی ها بتواند در شرایط خساست آلمان به عنوان قلب اقتصادی اروپا آنها را از رکود خارج کند.

جالب اینجاست که چین به مناطقی همچون آمریکای لاتین که حیاط خلوت واشنگتن محسوب می گردد نیز نفوذ نموده اند. در آمریکای لاتین چینی ها قراردادهای عظیمی با کشورهایی همچون شیلی و بولیوی برای توسعه مواد معدنی امضا نموده اند. بدون تردید خریدهای نفتی چین نقش مهمی در ادامه حیات دولت مادورو داشته و این در حالی است که آمریکایی ها با تمام توان کوشش نموده اند تا از ادامه این فرایند جلوگیری نمایند.

هم اکنون چینی ها سالانه نزدیک به 500 میلیارد دلار مازاد حساب جاری دارند که اغلب صرف خرید اوراق قرضه بانک های مرکزی کشورهای مختلف همچون آمریکا می گردد. با این حال در طول ده سال گذشته این سرمایه گذاری شکل های جدیدی به خود گرفته که هدف از آن دسترسی به بازارها و معادن سایر کشورها است و حالا اشتهای فراوانی برای جذب آن در سایر کشورها وجود دارد.

اگر این اتفاق روی دهد آمریکا باید در فکر بازسازی قدرت صنعتی خود باشد که با سرمایه گذاری گسترده در چین به باد رفته و از سوی دیگر باید با هزاران میلیارد دلار ذخیره ارزی چینی ها مقابله کند که آماده جذب تمام کشورهای جهان به سمت خود است.

چین یک بار با طرح یک کمربند یک جاده نشان داد، آماده ایفای چنین نقشی در جهان است. بر خلاف واشنگتن، چین نه تنها برای ارائه یاری های خود علاقه به دخالت در امور داخلی کشورها ندارد بلکه بر حفظ حاکمیت ملی آنان نیز اصرار دارد.

این فرایند به طور حتم پکن و واحد پولی آن یوان را آماده ایفای نقش جدی تری در نظام اقتصادی جهان می نماید؛ فرایندی که می تواند حاکمیت دلار را در عرصه جهانی با چالش جدی روبه رو کند.

تحولی که بازتاب آن را در حوزه نظامی خواهیم داد

این تقابل در حوزه نظامی نیز بازتاب گسترده ای خواهد داشت. آمریکایی ها از مدت ها پیش چین را متهم به توسعه توان نظامی خود برای به چالش کشیدن حضور آمریکا درشرق آسیا می کردند. حالا و در شرایطی که کرونا ضعف های بنیادی آمریکا را در مقابل چین آشکار نموده این اتهامات فرایند رو به رشدی خواهد داشت.

البته در این میان نگرانی واشنگتن چندان بی دلیل نیست و آمارهای گوناگون نشان می دهند که پکن برنامه ویژه ای را برای نیروهای نظامی خود دارد.

بر اساس داده های موسسه تحقیقات صلح بین الملل در استکهلم هزینه های دفاعی چین طی سه دهه گذشته در حدود 2 درصد فراوری ناخالص داخلی محدود بوده است. اگر این سطح حفظ گردد با فرض فراوری ناخالص 30 هزار میلیارد دلاری در سال 2040 بودجه دفاعی چینی ها می تواند تا 600 میلیارد دلار افزایش یابد. در صورتی که میزان بودجه نظامی تا 4 درصد زیاد گردد این عدد هم دو برابر خواهد شد.

هم اکنون رقم بودجه نظامی آمریکا به بیش از 700 میلیارد دلار می رسد. با فرض ادامه یافتن جهت فعلی، بودجه نظامی آمریکا در سال 2040 کمی بیش از 1.1 تریلیون دلار خواهد بود. به این ترتیب آمریکایی ها برای حفظ رجحان خود جهت سختی در پی دارند.

بر اساس یک تخمین محتاطانه آمریکا هم اکنون نزدیک به 30 درصد منابع خود را در منطقه اقیانوس آرام و مابقی آن را در بقیه نقاط جهان از جمله غرب آسیا متمرکز نموده است. این در حالی است که چین نزدیک به 70 درصد توان دفاعی خود را در منطقه اقیانوس آرام متمرکز نموده است. مطالعات شورای امنیت ملی آمریکا نشان می دهد که اگرچه تا سال 2030 همچنان توانمندی دفاعی آمریکا می تواند از چین بالاتر باشد اما این شکاف از آن تاریخ به شدت کاهش خواهد یافت.

آمریکایی ها برای حفظ رویارویی خود با چین باید از تعهدات نظامی خود در سایر مناطق جهان همچون غرب آسیا بکاهند. شاید یکی از ویژگی های دوران پساکرونا شدت یافتن عقب نشینی آمریکایی ها از سایر مناطق جهان باشد و غرب آسیا از اصلی ترین نامزد این اقدام است.

فرصتی برای تنظیم مجدد روابط ایران و چین

افزایش تنش بین چین و آمریکا به عنوان اصلی ترین محصول همه گیری ویروس کرونا تمام کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار می دهد و ایران هم از تبعات آن محفوظ نخواهد بود.

دراین میان فرصت های چنین رویدادی به طور حتم از تهدیدات آن بیشتر خواهد بود. ایران مدت هاست که پس از خروج آمریکا از برجام رویکرد به شرق را درپیش گرفته است. برگزاری مانور مشترک دریایی بین ایران، روسیه و چین نشان دهنده این است که اعتماد متقابل بین دو کشور در حال رجحان است.

ایران با توجه به فشار گسترده آمریکا می تواند از این تغییر به عنوان مهار نماینده در مقابل واشنگتن استفاده کند. البته در این میان نگاه تهران به پکن نباید یک رابطه کوتاه مدت را لحاظ کند. صندلی چین در روابط آینده جهانی ایجاب می نماید تا دو کشور برای گسترش روابط در آینده درازمدت برنامه ریزی نمایند.

متاسفانه پس از امضای برجام و نگاه گسترده به روابط با غرب، نوعی بی توجهی به روابط با شرق به خصوص پکن صورت گرفت که تبعات ناخوشایندی هم داشت.

تهران باید از این فرصت استفاده نموده و روابط خود را برای دوران پساکرونا با پکن تنظیم کند. البته بعضی مقاومت ها در داخل ایران نسبت به این رویکرد وجود دارد. با این حال موضع گیری مقامات ارشد ایرانی نشان می دهد که گسترش روابط با پکن احتمالا انتخاب ایران است.

منبع: خبرگزاری فارس
انتشار: 12 خرداد 1399 بروزرسانی: 3 مهر 1399 گردآورنده: ipten.ir شناسه مطلب: 941

به "تقابل کرونایی چین و آمریکا؛ نبردی که بر نظم آینده دنیا سایه می افکند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "تقابل کرونایی چین و آمریکا؛ نبردی که بر نظم آینده دنیا سایه می افکند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید